دلهره های خیابان وحید

۱۴,۰۰۰تومان

عجب فکر بکری دارد این ننه. با خوشحالی چُرتی را می‌گیرم و کهنۀ چرک را به پایش گره می‌زنم.
آن قدر محکم که صدای جیکش درمی‌آید. ننه می‌گوید: «ای جوری که پاش ورم می‌کنه.»
و خودش بند را شل‌تر به پای چرتی می‌بندد و توی حیاط ولش می‌کند. تریشۀ باریکی از پارچه را هم می‌دهد به خودم: «اینه نگهش دار که یادت نره پارچه‌اش چه رنگی بود.»
تریشه را می‌گیرم و دور مچ دستم می‌بندم. خیالم کمی راحت شده. حالا دیگر چرتی هرجای دنیا که باشد، می‌توانم پیدایش کنم. حتی اگر دنیا به آخر برسد، باز می‌توانیم همدیگر را پیدا کنیم. درست مثل فیلم‌های هندی که بچه‌ها بعد از سال‌ها ننه بابایشان را پیدا می‌کنند. در قفس را باز می‌گذارم که جوجه‌ها هر وقت بخواهند بتوانند در و داخل کنند. فقط خدا خدا می‌کنم جک و جانوری نیاید سر وقتشان.

1 در انبار

وزن200 g
ابعاد20.5 × 13 × 1.5 cm
گروه هدف

,

ویژگی‌های ادبی

, , ,

ویژگی‌‌های چاپ

,

تعداد صفحات

184

انتشارات

نویسنده

کشور منشأ

سال چاپ اولیه

1395

شابک

9786008025252

من و اکبر اصلاً نفهمیدیم جنگ کی شروع شد. بعد از دو سه روز سر و صدا و کوبیدن، تازه امروز از لابه‌لای حرف‌های آقام این‌ها فهمیدیم جنگ شده است. اصغر اما بیشتر می‌فهمد. برای همین هنوز سر کلاس ننشسته جنگ را بهانه کرد و دیگر مدرسه نرفت. بتول هم بهش گفت: «دنبال یه فرصت بودی فلنگه ببندی در بری ها؟»
فاطی هم به بتول گفت: «حالا تو چی کار داری که هی گیر می‌دی به مدرسه رفتن بچه‌ها؟ ئی قدر که تو فکر درس و مشق اینایی ننه و آقا نیستن.»
کبرا هم پقی زد زیر خنده: «نه خودشم خیلی درساش خوبه!»
بتول هم داد زد: «اصلاً به من چه؟ می‌خواد بیسواد بمونه، بمونه. ولی بزرگ شد باید بره حمالی.»
کلاس‌های درس تازه شروع شده‌اند. خواهرهایم که بزرگ‌ترند جنگ را از اول یادشان است. آقامن ولی قبل از اولش هم یک چیزهایی از جنگ می‌گفت. نه همیشه رادیو گوش می‌کند و چشم و گوشش به اخبار تلویزیون است، انگار همه چیز را بلد است.

 

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “دلهره های خیابان وحید”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *