اسکلت بخشنده

۱۴,۰۰۰تومان

آخر قصه منتظر بود تا قصه به او برسد، اما قصه خیلی دراز بود. آن‌قدر دراز بود که آخر قصه حوصله‌اش سر رفت و دو سه‌تا، نه، چهار پنج‌تا خمیازه کشید و خوابید. بعد تو خواب بلند شد و راه رفت. افتاد تو چاه. داشت غرق می‌شد که غورباقه به دادش رسید و او را از چاه درآورد. آخر قصه یک‌عالمه آب خورده بود. قورباغه او را روی زمین خواباند و آن‌قدر شکمش را فشار داد تا تمام آب‌ها بیرون آمدند. بعد دوتایی راه افتادند و رفتند پیش قصه.

1 در انبار

وزن195 g
ابعاد18 × 14 × 1.5 cm
گروه هدف

,

ویژگی‌های ادبی

, ,

ویژگی‌‌های چاپ

,

تعداد صفحات

165

انتشارات

نویسنده

تصویرگر

شابک

9786008025122

کامبیز
خانم چاقو حامله بود، قابلمه‌هه قابله بود. خانم چاقو با نی‌نی چاقوی توی شکمش حرف می‌زد. می‌گفت: «چاقوی تیزم، چاقوی ریزم، اسمت رو چی بذارم؟» نی‌نی چاقوهه می‌گفت: «من خودم اسم دارم مامانی، حالا بذار بیام بیرون بهت می‌گم.» قابلمه‌هه نی‌نی‌چاقوهه را از شکم خانم چاقوهه در آورد. چاقوهه ریز بود. تیز بود. اسمش کامبیز بود.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “اسکلت بخشنده”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *